أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

429

قانون ( فارسى )

جالينوس بيانات خود را ادامه مىدهد و مىفرمايد : « كسى كه پژوهشگر است و در چنين عملياتى خبرگى دارد و تجربه ديده است ، مىداند كه اگر زخمى هست و نياز بدان است كه خون داخل زخم چرك و ريم شود ، خون را در داخل باقى مىگذارد تا هرچه خون در آن است از تأثير قسمت ريم شده همگى به ريم تبديل شود . يعنى مثل اين است كه كمى ريم را مايه‌مانند در خون مخلوط مىكند و خون به ريم تبديل مىشود . اين مايه‌زنى كار را بهتر و سريع‌تر پيش مىبرد . زخمهاى شكافته شده‌اى كه در راه خوب شدن هستند و دو كناره و لبهء جانبىشان از هم دورند ، بايد به وسيلهء باند هر دو لب زخم را به هم آورى ؛ مگر اينكه از اثر باندپيچى درد شديد رخ دهد و يا اينكه زخم ورم كرده باشد و از باندپيچى تند خونالود گردد . حتى اگر زخم را تند نپيچند و به آرامى هم بپيچند ، اگر احتمال اين حالات برود ، نبايد آن را به هم آورند و ببندند . و اگر زخم در ماهيچه است و دهانهء زخم در پهنا واقع شده است ، به هم آوردن لبه‌هاى زخم صورت‌پذير نيست ، بايد فتيله‌اى در وسط شكاف گذاشت كه مبادا پوست برهم جوش بخورد و ماهيچه جوش نخورده بماند . » باز جالينوس مىفرمايد : « هرگاه پوست سر را شكافتيم ، چيزى ميان دو لبهء شكاف مىگذاريم كه شكافته را پر كند . شايد چنين رخ دهد كه لبهء شكاف زخم بترنجد و به داخل قرحه برسد ، در چنين حالتى بايد زخم را چنان ببندى كه ورم كند و لبه را به خارج برگرداند . اگر زخم در اندام طولانى واقع شده است ، باند زخم‌بندى را كه مىبندى باز مكن تا بسيار خوب و محكم هر دو لبهء زخم به هم مىآيد . اما اگر زخم در پهنا بود نياز به بخيه زدن دارد و در اين حال بايد بخيهء اوّل را به اندازهء عمق و ژرفاى زخم دور از لبهء شق شده زد . » جالينوس در كتابش مىفرمايد : « احيانا رخ مىدهد كه دهان زخم تنگ و كم‌گوشت است و حالت هيجانى دارد و بيم آن مىرود كه زخم بسيار ژرفارو باشد ، طرف بالاى زخم به هم جوش بخورد و طرف پايين و ژرفاى زخم جوش نخورده بماند ؛ در اين حالت ناگزيريم كه دهانهء زخم را گشادتر كنيم . يا اندام زخمىشده وقتى از اوقات زخمى بوده و از آن زخم شكل غير طبيعى به خود گرفته است . كه اگر بخواهيم اندام را به شكل طبيعى و سابق برگردانيم ، بايد اين زخم شكل تغيير ده را معالجه كنيم . هرچه كنيم اين كهنه زخم ريم بيرون نمىدهد و دارو را هم نمىپذيرد و دارو به درون زخم راه نمىيابد . و اگر بخواهيم شكلش را به همان حالتى بازگردانيم كه از آن خارج شده است ، درد بسيار شديد و هيجان‌انگيز رخ مىدهد . پس در اين حالت ناچاريم زخم را طورى شق كنيم كه با علاج اندام تغيير يافته سازگار باشد . » اين را نيز بدان ! كه روى هم رفته هر زخمى كه در پهناى ماهيچه باشد سزاوار است كه لبه و كناره‌هاى زخم به نسبت از لبه و كنارهء زخمهاى ديگر كه در پهناى ماهيچه نيستند دور تر باشند . ازاين‌رو كوشش كردن در به هم آوردن دو لبهء زخم واقع در پهناى ماهيچه بيشتر مورد نياز است و شايد ناگزير از بخيه زدن باشى و لازم شود كه بالشتك‌هاى سه‌گوش استعمال كنى . بويژه اگر